علاء الدوله سمنانى
مقدمه 50
مصنفات فارسى ( فارسى )
آنچه از اين مكاتبات در دست است يكى مكتوب شيخ حسن است به پير بيابانكى ، در پاسخ نامهء او - كه از رفتنش به حج ظاهرا پس از 685 هجرى ياد كرده بوده - به هنگامى كه شيخ حسن بلغارى پيرى مجذوب و كهن سال بوده و سمنانى جوان و در حال سير و سلوك . و ديگرى نامهاى است كه سمنانى مجددا به پاسخ مكتوب حسن بلغارى نوشته است و در ضمن آنكه نكتههاى مندرج در نامهء بلغارى را تأييد كرده ، دو سه اشارهء او را با شرح و تفصيل بيشترى نشان داده است . هر دو نامه به لحاظ شناخت شيخ حسن بلغارى و زندگى او در بخارا و تستر متضمن اشاراتى مفيد است همچنانكه به اعتبار روشن شدن گوشههايى از پسندهاى سمنانى درخورند تأمل مىنمايد . از اين دو نامه نيز نسخههايى مستقل در دست نيست ، حافظ حسين هر دو مكتوب را در روضات الجنان ( 1 / 146 - 154 ) آورده است و من آنها را از نسخهء مصحح آقاى جعفر سلطان القرائى نقل كردهام . 8 . نامهء سمنانى به رامتينى / على رامتينى از مشايخ نقشبندى در عصر سمنانى بوده است « 92 » . مىدانيم كه در طريقهء نقشبنديه تكلف در سفره نهادن و به جهر ذكر گفتن شايع بوده ، و هم برخى از مشايخ آن طريقه بر آن بودهاند كه بعضى از سران آن سلسله با خضر صحبت داشته و يا به دست او تربيت يافتهاند . به رغم آنان ، سمنانى سادگى در آداب سفره را مىپسنديده و ذكر خفى را به شرط نفى و اثبات مىپذيرفته و هرچند به جسمانيت خضر عقيده داشته ، و ليكن صحبت با او را تجربه نداشته است . اين تفاوتها و اختلافها سبب شده كه پير سمنان نامهاى به رامتينى بنويسد و از كيفيت سه نكتهء مزبور بپرسد . رامتينى نيز بسيار كوتاه و البته بيشتر به صورت كنايى پاسخ سمنانى را داده است . از اصل نامهء سمنانى و پاسخ رامتينى اطلاعى نداريم و نسخهاى نمىشناسيم ، فقط فخر الدين كاشفى رئوس موضوعات نامهء علاء الدوله و پاسخ
--> ( 92 ) . - كاشفى ، رشحات عين الحيات ، به كوشش معينيان 1 / 63